دفتر ممنوع

۱۳٩٠/٩/٢٦

 

از سال 81 تا الان اینجا می نویسم. یکسالی که خیلی حالم بد بود نبودم عملا و نمی نوشتم ولی عمدی در کار نبود صرفا حالم بدتر از اونی بود که اصلا بتونم بیام پشت کامپیوتر. تنها باری که در این سالها تصمیم گرفتم دیگه ننویسم آبان 88 بود. از دستش سر مساله ای به شدت ناراحت شده بودم و انقدر دلشکسته بودم که می خواستم برم گم و گور شم و اینجا رو هم که دفتر عشقمون بود تعطیل کنم ولی بعد فهمیدم من اشتباه کردم و سوتفاهم رفع شد ولی متاسفانه چند روز بعد یه سوتفاهم کاملا متفاوت دیگه پیش اومد و دیگه نمی کشیدم، با این که ماهیتش کاملا فرق می کرد. تصمیم گرفتم مدتی نباشم تا آروم بشم و زخم دلم خوب بشه و 3 ماه بعدش دوباره شروع به نوشتن کردم و ماهی یه بار دو ماهی یه بار و این اواخر زود به زود تر می نوشتم. خیلی اوقات از در و دیوار...
امروز دلم گرفت....
مدتها بود از چیزی که واقعا توی دلم می گذره ننوشته بودم و کاش همچنان ننوشته بودم.
شاید شتابزده به نظر بیاد ولی تصمیم گرفتم دیگه ننویسم.
دلم گرفته. اگه اینجا هم خودم نباشم چه فایده؟
اگه اینجا هم همون نقاب بیرون روی نوشته هام باشه چه فایده؟
.....
همینها رو نوشتن چه فایده؟ دلم خیلی گرفته.
....
ایمیلی که این کنار هست سالهاست که کار نمی کنه. الان یه ایمیل جدید درست کردم چون کامنتها رو غیر فعال کردم.
a.aln90@yahoo.com
میام پیشتون مثل همیشه فقط خودم تصمیمم اینه که دیگه ننویسم.
خداحافظ

عسل

پيام هاي ديگران ()



 


ايميل

آرشيو











home email link link link link link